هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
606
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
رفته ، به سمت ميامى « 1 » قريب [ به ] 10 فرسخ راه است ، كه دورترين منازل اين راه از شاهرود تا ميامى بود . در 4 فرسخى او جاى دهكده هست . گفتند [ در ] قديم آبى داشته ، حالا هم آبانبار و حصار مختصرى از آنجا باقى است مشهور به فرّاشآباد . « 2 » سكنه نداشت . مذكور شد بعد از مأموريت مرحوم ميرزا عبد الوهاب خان آصف الدوله ما بين ميامى و شاهرود ، بناى منزل و آبادانى گذاشتهاند . حقير در وقت مراجعت خدمت جناب مستطاب اجل آقاى امين الدوله - دام اجلاله - ضمن مختصر گزارش « 3 » اين سفر از دورى اين منزل و تحسين بناى آبادى شرحى ثبت كرده بود [ و ] به نظر همايون « 4 » رسانده بودند . بعد از آنكه مرحوم آصف الدوله مأمور شد . به ايشان هم نوشتم . جواب نوشته است كه اين فقره را مخصوصا اعلى حضرت همايونى « 5 » جزو دستورالعمل من فرمايش فرمودهاند . منزل سيزدهم : ميامى حركت و سوارى از خيرآباد ، دو [ ساعت ] از شب رفته بود . يك ساعت از دسته گذشته ، به ميامى وارد شديم . ميامى ده بسيار معتبر ، بزرگ و باصفا است . آب خوب گوارا و عمارت و باغات زياد دارد . از علماى آنجا شيخ احمد كه باسواد و بافهم بود و جناب آخوند ملّا خليل و جناب ملا محمد على و ملا عبد المؤمن روضهخوان و بعض طلاب به ديدن آمدند . قدرى صحبت علميّه شد . [ در ] آنجا راه ديگر هست كه ييلاق است . دهات نزديك [ به ] هم دارد . شاه [ در ] وقت مراجعت از مشهد ، به آنراه تشريف برده بودند . چون راه مزبور پست و بلند و كوه و سنگ خيلى دارد ، و هوايش سرد مىشود ؛ كاروانيان « 6 » و جلودارها به آن راه مايل نيستند . كاروانسرا و دهات بزرگ معتبر هم ندارد .
--> ( 1 ) . در اصل : مياميى ( 2 ) . فراشآباد ( Farrash abad ) روستايى است كوچك در 24 كيلومترى خيرآباد ، كه از توابع شهرستان شاهرود مىباشد . ( 3 ) . در اصل : گذارش ( 4 ) . در اصل : هميونى ( 5 ) . در اصل : هميونى ( 6 ) . در اصل : كاروانان